سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

674

تاريخ ايران ( فارسى )

جديد در تحت نخست‌وزيرى علاء السلطنه جانشين او شد . نخست‌وزير شخصا با انگليسها درست بوده و رفتار دوستانه‌اى داشت ، ولى اعضاء كابينه همگى با ما دشمن بودند . براى شاهد مثال كافى است همين‌قدر ذكر شود كه پليس جنوب چنان كه در بالا ديده شد بوسيلهء دولت ايران به رسميت شناخته شده بود ، ولى كابينهء جديد از شناسائى آن امتناع ورزيد . اين حركت ناروا و غيرقابل تصديق بود و بر مشكلات نگارنده مادتا افزود . عمليات بر ضد ايلات راهزن در 1917 م در موقع تعليم پليس جنوب وظيفهء حمله به عشائر راهزن كليتا به عهدهء دستجات هندى قرار گرفت و آنها بويژه بريگاد كرمان و پادگان ايرانى آباده خدمات خوبى انجام دادند . سياست عمومى ما اين بود كه در مراكز مهم پادگان‌هاى قوى و كافى براى تنبيه قبائلى كه راهزنى كرده و مقصر بودند قرار دهيم و در برداشتن صورت جامع و دقيقى از تمام دزدىها و دستجات مقصرين منتهاى جديت و كوشش را به كار بريم و اين به زودى ثابت نمود كه قبائل ويژهء معينى بودند كه از راه راهزنى امرار معاش مينمودند و قبائل ديگر اتفاقا و گاهگاه دستجات راهزن به جاده‌ها ميفرستادند . ما تصميم گرفتيم كه تمام كوشش‌هاى خود را روى قبائل راهزن متوجه كنيم كه آن بمنزلهء يك اخطارى به قبائل تازه‌كار خواهد بود . چه بدون دادن نمونه محال بود كه به اين قبائل بتوان فهماند كه بايد براهزنى و غارت خاتمه دهند . ژاندارمرى اگر بطور كلى صحبت شود يك نيروى غيرمتحرك بود و نمىتوانست در مناطق دور از جاده‌ها به حمله به‌پردازد . بعلاوه دزدى يك عادت ديرينهء اين سرزمين بوده و چادرنشينان كه با سنن قديم مأنوس بودند از اين نظامات جديد تنفر داشتند . كشور ايران بواسطهء ناامنى از حيث جان و مال به فقر و بدبختى كشيده شده و چادرنشينهاى بدوى هم كه مرتكب اين‌گونه تعديات و تجاوزات پشت‌سرهم ميشوند مادتا جمعيت ايران را از حيث عده و دارائى تقليل داده‌اند . ما اين را بطور مثال ذكر ميكنيم كه در سيرجان آنطور كه من در بيست سال پيش خبر داشتم مردم چندين هزار شتر خوب داشتند ، ولى تمام آنها به غارت رفته بود و در مدت جنگ بزرگ حتى ده نفر هم از اين شتران براى نمونه باقى نمانده بود . احشام هم همينطور به مقدار يك پنجم عدهء قديم تقليل يافته بود .